با دهاني بسته، با دلم از تو سخن مي گويم
غم رويايم را همه در ياس سپيد ميبويم
در ميان آسمان، من فقط ستاره را مي جويم
من تو را در تنش ترانه ها مي بوسم
در تو گم ميشم و اما، با تو در تو ميرويم
من به دنبال تپش قلب تو ميگردم
همه ي شعر شبم را من به گل مي بخشم



پ.ن: چقدر جالبه بعضی از انسانها کباده میکشند که نفرت را یاد نگرفته اند درحالی که وجودشان مملو ء از تنفر است! ای کاش معنای عشق و بخشش را برای من تعریف میکردند تا از ظلمات نادانی و جهل نجات یابم!! من حقیرترین و بی مقدار ترین را کمک کنید!

/ 0 نظر / 9 بازدید